Hud 11:70 فلما راى ايديهم لا تصل اليه نكرهم واوجس منهم خيفة قالوا لا تخف انا ارسلنا الى قوم لوط ٧٠
فَلَمَّا
رَءَآ
أَيۡدِيَهُمۡ
لَا
تَصِلُ
إِلَيۡهِ
نَكِرَهُمۡ
وَأَوۡجَسَ
مِنۡهُمۡ
خِيفَةٗۚ
قَالُواْ
لَا
تَخَفۡ
إِنَّآ
أُرۡسِلۡنَآ
إِلَىٰ
قَوۡمِ
لُوطٖ
٧٠
اما چون دید به سوی آن [غذا] دست نمیبرند [و چیزی نمیخورند]، با آنان احساس بیگانگی کرد و [از بیم آنکه قصد جانش را داشته باشند،] ترسی از آنان به دل گرفت. [فرشتگان] گفتند: «نترس؛ ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم».
تفسیر بخوانید
Ibn Kathir (Abridged)
The Coming of the Angels to Ibrahim and Their Glad Tidings to Him of Ishaq and Ya`qub
Allah, the Exalted, says,
وَلَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُنَآ
(And verily, there came Our messengers) The word "messengers" here means angels.
إِبْرَهِيمَ بِالْبُشْرَى
(to Ibrahim with the glad tidings.) It has been said that
…The Coming of the Angels to Ibrahim and Their Glad Tidings to Him of Ishaq and Ya`qub
Allah, the Exalted, says,
وَلَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُنَآ
(And verily,
…